آشنایی با اصطلاحات اختیار معامله یا معاملات آپشن برای هر معاملهگر بازار مشتقه ضروری است. بدون درک درست این مفاهیم، امکان تحلیل دقیق، کنترل ریسک و تصمیمگیری آگاهانه در معاملات آپشن وجود ندارد. پس بیایید این اصطلاحات را باهم بررسی کنیم.
کال در معاملات آپشن
اختیار خرید (Call Option)، قراردادی است که به خریدار اجازه میدهد در تاریخ سررسید، دارایی پایهای مشخص را با قیمتی از پیش تعیینشده خریداری کند.
- خرید اختیار خرید: خریدار با پرداخت مبلغی بهنام پرمیوم، حق خرید دارایی پایه را در آینده بهدست میآورد.
- فروش اختیار خرید: فروشنده متعهد است در صورت اعمال قرارداد از سوی خریدار، دارایی پایه را به قیمت تعیینشده بفروشد. برای انجام این تعهد، باید وجه تضمین لازم در حساب او بلوکه شود.
پوت در معاملات آپشن
اختیار فروش (Put Option)، نوعی قرارداد است که به دارنده آن حق میدهد در تاریخ سررسید، دارایی پایه را با قیمت از پیش تعیینشده به فروش برساند.
- خرید اختیار فروش: خریدار حق دارد در زمان سررسید، دارایی پایه را به قیمت اعمال بفروشد.
- فروش اختیار فروش: فروشنده موظف است در صورت اعمال قرارداد، دارایی را به قیمت توافقشده خریداری کند. برای این تعهد نیز وجه تضمین باید در حساب او مسدود شود.
تاریخ سررسید در معاملات آپشن

تاریخ سررسید (Expiration Date)، تاریخی است که قرارداد اختیار معامله یا معاملات آپشن منقضی میشود و پس از آن دیگر قابل اعمال نیست. دارنده قرارداد باید پیش از این تاریخ تصمیم بگیرد که آیا میخواهد اختیار خود را اعمال کند یا خیر.
دارایی پایه
دارایی پایه (Underlying Asset)، همان کالای واقعی یا اوراق بهاداری است که قرارداد اختیار معامله یا معاملات آپشن بر اساس آن بسته میشود. در بورس، عموما سهام شرکتها نقش دارایی پایه را دارند.
قیمت اعمال
قیمت اعمال (Strike Price)، قیمتی است که در آن دارنده اختیار، میتواند دارایی پایه را خریداری یا به فروش برساند. این عدد عامل کلیدی در محاسبه سود و زیان قرارداد محسوب میشود.
اندازه قرارداد
اندازه قرارداد (Contract Size)، بیانگر میزان دارایی پایهای است که در قرارداد تحت پوشش قرار دارد. عموما هر قرارداد اختیار معامله یا معاملات آپشن معادل ۱۰۰۰ واحد از دارایی پایه است، اما ممکن است بسته به نوع بازار یا قرارداد متفاوت باشد.
ارزش اعمال
ارزش اعمال (Exercise Value)، مقدار سود یا زیانی است که در زمان اعمال قرارداد بهدست میآید. این مقدار از حاصلضرب قیمت اعمال در اندازه قرارداد محاسبه میشود و مشخص میکند آیا دارنده اختیار از معامله خود منتفع شده است یا خیر. این مفهوم از کلیدیترین اصطلاحات در اختیار معامله یا معاملات آپشن است.
اختیار فروش تبعی
اختیار فروش تبعی (Warranted Put Option)، نوع خاصی از اختیار فروش که برای حمایت از سهامداران طراحی شده است. در این نوع قرارداد، معامله ثانویه وجود ندارد و دارنده موظف است همزمان سهام پایه را نیز داشته باشد. در صورت فروش سهم قبل از سررسید، قرارداد اختیار بهطور خودکار لغو میشود. نماد این اوراق عموما با حرف «ه» شروع میشود.
وضعیت مالی قرارداد در معاملات آپشن

در بازار اختیار، وضعیت قراردادها عموما در سه حالت زیر توصیف میشود:
- ITM (در سود): قرارداد سودآور است.
- ATM (در نقطه سربهسر): قیمت اعمال با قیمت فعلی دارایی تقریبا برابر است.
- OTM (در زیان): قرارداد فاقد ارزش ذاتی است.
رایت کردن
رایت کردن (Writer) یا نوشتن قرارداد اختیار بهمعنای فروش یا صدور آن است. فردی که اختیار را صادر میکند، در برابر خریدار تعهد دارد تا در صورت اعمال قرارداد، مفاد آن را اجرا کند. این شخص میتواند صادرکننده اختیار خرید یا فروش باشد.
پرمیوم
پرمیوم (Premuim)، همان مبلغی است که خریدار برای خرید اختیار معامله یا معاملات آپشن پرداخت میکند. این مبلغ قیمت قرارداد است و اساس شروع معامله را تشکیل میدهد.
ارزش ذاتی
ارزش ذاتی (Intrinsic Value) به اختلاف بین قیمت فعلی دارایی پایه و قیمت اعمال قرارداد میگویند. اگر این اختلاف مثبت باشد، قرارداد در وضعیت ITM قرار دارد و دارای ارزش ذاتی است؛ در غیر این صورت، ارزش ذاتی آن صفر خواهد بود.
ارزش زمانی
ارزش زمانی (Time Value) به تفاوت میان قیمت پرمیوم و ارزش ذاتی میگویند. این بخش از ارزش قرارداد با گذشت زمان کاهش مییابد و به عواملی چون نوسان بازار و مدت باقیمانده تا سررسید وابسته است.
موقعیت باز
موقعیت باز (Open Interest)، تعداد قراردادهای اختیار معامله یا معاملات آپشن است که هنوز منقضی یا تسویه نشدهاند. این شاخص عمق و فعالیت بازار را نشان میدهد و یکی از پرکاربردترین دادهها در تحلیل معاملات آپشن محسوب میشود.
افست یا بستن موقعیت
افست (Offset) بهمعنای بستن موقعیت باز در بازار اختیار معامله یا معاملات آپشن است. این کار برای کنترل ریسک، تثبیت سود یا جلوگیری از زیان انجام میشود و یکی از روشهای مهم مدیریت موقعیتهای باز در بازار آپشن به شمار میرود.
هج
هج (Hedge) یا پوشش ریسک استراتژیای است که برای کاهش زیان احتمالی ناشی از نوسانات قیمت بهکار میرود. برای مثال، سرمایهگذاری که سهام دارد، میتواند با خرید اختیار فروش از کاهش ارزش دارایی خود در آینده جلوگیری کند. این روش از متداولترین مفاهیم در استراتژیهای اختیار معامله یا معاملات آپشن است.
نیکد
نیکد (Naked) یا موقعیت برهنه زمانی رخ میدهد که معاملهگر اختیار خرید یا فروش را بدون داشتن دارایی پایه بفروشد. این روش ریسک بالایی دارد، زیرا در صورت حرکت قیمت برخلاف پیشبینی، ممکن است زیان نامحدود ایجاد شود.
تسویه نقدی
در تسویه نقدی (Cash Settlement)، قرارداد بدون جابهجایی فیزیکی دارایی پایه بسته میشود. مابهالتفاوت بین قیمت بازار و قیمت اعمال بهصورت نقدی بین خریدار و فروشنده تسویه خواهد شد. این نوع تسویه بیشتر در قراردادهایی کاربرد دارد که امکان تحویل فیزیکی دارایی در آنها وجود ندارد.
نکول در معاملات آپشن

نکول (Default) بهمعنای عدم انجام تعهدات در قرارداد اختیار معامله یا معاملات آپشن است. در این حالت، فروشنده قرارداد از اجرای تعهد خود سر باز میزند. برای جلوگیری از نکول فروشنده باید وجه تضمین اولیه را در زمان ایجاد موقعیت، پرداخت کند. در صورت بروز نکول، تسویه بهصورت نقدی انجام شده و فروشنده جریمه میشود.
وجه تضمین
وجه تضمین (Margin)، مبلغی که برای اطمینان از انجام تعهدات مالی معاملهگر باید در حساب کارگزاری مسدود کند. این وجه نقش حیاتی در کاهش ریسک بازار دارد.
- وجه تضمین اولیه (Initial Margin): مبلغی که هنگام باز کردن موقعیت فروش باید پرداخت شود.
- وجه تضمین لازم (Maintenance Margin): مبلغی که بر اساس تغییرات روزانه قیمت قراردادها تنظیم میشود.
مارجین کال
مارجین کال (Margin Call) زمانی اتفاق میافتد که موجودی حساب کمتر از میزان وجه تضمین لازم شود. در این شرایط کارگزاری از فروشنده میخواهد که مبلغ باقیمانده را واریز کند یا موقعیت خود را ببندد. به این هشدار را مارجین کال میگویند.
فریز
در برخی معاملات، معاملهگر به جای وجه نقد، دارایی پایه را بهعنوان وثیقه ارائه میدهد. در این حالت دارایی تا پایان قرارداد فریز (Frozen) یا مسدود میشود و قابل معامله یا انتقال نیست. این روش بهویژه در فروش قراردادهای اختیار معامله یا معاملات آپشن کاربرد دارد.
مدل بلک–شولز
مدل معروف بلک–شولز (Black–Scholes Model)، یکی از ابزارهای اصلی برای محاسبه قیمت عادلانه اختیار معامله یا معاملات آپشن است. این مدل با استفاده از عواملی چون قیمت دارایی پایه، قیمت اعمال، زمان تا سررسید، نوسان قیمت و نرخ بهره بدون ریسک، قیمت نظری قرارداد را تعیین میکند. مدل بلک–شولز، پایه اصلی بسیاری از استراتژیهای مدرن آپشن است.
دلتا
دلتا (Delta) از ضرایب یونانی است و نشان میدهد قیمت قرارداد اختیار تا چه اندازه به تغییرات قیمت دارایی پایه حساس است. برای مثال، اگر دلتا برابر با ۰/۵ باشد، افزایش ۱۰ تومانی در قیمت سهم باعث رشد ۵ تومانی در قیمت اختیار خواهد شد.
اهرم
اهرم (Leverage) نشان میدهد تغییرات کوچک در قیمت دارایی پایه چه اثری بر قیمت قرارداد دارد. اهرم از ضرب دلتا در تغییر قیمت سهم بهدست میآید و مشخص میکند که چگونه نوسانات کم در سهم میتواند سود یا زیان بزرگتری در قرارداد ایجاد کند.
نوسانپذیری
نوسانپذیری (Volatility)، شاخصی از میزان تغییرات قیمت دارایی پایه در طول زمان است. دو نوع نوسانپذیری وجود دارد:
- نوسانپذیری تاریخی (Historical Volatility): بر اساس تغییرات واقعی گذشته قیمت محاسبه میشود.
- نوسانپذیری ضمنی (Implied Volatility): بیانگر انتظارات بازار از میزان نوسانات آینده است و تاثیر مستقیمی بر قیمت آپشن دارد.
ارزش مفهومی
ارزش مفهومی (Notional Value)، نشاندهنده ارزش کل داراییهایی است که تحت پوشش قراردادهای مشتقه قرار دارند. این مقدار از حاصل ضرب حجم معاملات، اندازه قرارداد و قیمت دارایی پایه محاسبه میشود و در ارزیابی ریسک بازار کاربرد دارد.
آربیتراژ
آربیتراژ (Arbitrage) به استراتژی کسب سود بدون ریسک از اختلاف قیمت یک دارایی در دو بازار مختلف گفته میشود. در بازار اختیار معامله یا معاملات آپشن نیز گاهی اختلاف قیمت بین قراردادها یا بازارها فرصتی برای اجرای معاملات آربیتراژی فراهم میکند.
نرخ بهره بدون ریسک
این نرخ حداقل بازدهی است که سرمایهگذار میتواند از سرمایهگذاری بدون ریسک کسب کند. نرخ بهره بدون ریسک (Risk-Free Rate)، یکی از پارامترهای اصلی در مدلهای قیمتگذاری اختیار معامله یا معاملات آپشن است.
با یادگیری این اصطلاحات قطعا در معاملات آپشن موفقتر از قبل خواهید بود و میتوانید ریسک این معاملات را کنترل و کسب را بیشتر کنید.